امروز پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷
۲۰:۵۴:۱۵ - چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
انتقام مجازی
گروه اجتماعی _ وقتی کامنت های توهین‌آمیز و حرف‌های ناسزا را برای همسر بهنام می‌گذاشتم انگار آبی بر آتش درونم می‌ریختم. از کارم لذت می‌بردم چون را مسبب همه بدبختی‌هایم می‌دانستم و با خودم می‌گفتم باید زندگی او هم مثل من خراب شود تا اینکه …

به گزارش سرمایه گستران و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس اصفهان،۷سال پیش زمانی که دانشجو بودم با یکی از همکلاسی‌هایم به نام بهنام آشنا شدم، او با من در یک کلاس درس می‌خواند و به من توجه خاصی داشت. گاهی با دوستانم ساعت‌ها راجع به او صحبت می‌کردم. از او برای خودم تندیسی از عشق ساخته بودم و فکر می‌کردم اگر با او ازدواج کنم خوشبخت می‌شوم، اما یک روز در میان بهت و حیرت من، بهنام با یک جعبه شیرینی به کلاس آمد و گفت، نامزد کرده و قرار است بعد از فارغ‌التحصیلی عروسی کند. با شنیدن این حرف انگار دنیا روی سرم خراب شد، دلم شکسته بود و از همه بدتر در مقابل دوستانم شرمنده و خجالت‌زده شده بودم.

مدتی افسردگی گرفتم و یک‌ترم به دانشگاه نرفتم تا دیگر چشمم به او نیفتد. ۲ سال گذشت تا مدرکم را بگیرم ، سرانجام به اصرار خانواده‌ام با مردی که شغل آزاد داشت ازدواج کردم.

رضا مرد خوب و زحمتکشی بود و انصافاً در زندگی برایم چیزی کم نمی‌گذاشت. اما من همیشه در حال آزار او بودم، رضا تا سیکل بیشتر درس نخوانده و بعد وارد بازار شده بود اما من که تحصیلات دانشگاهی داشتم او را در شأن و رتبه خودم نمی‌دیدم و همیشه از همین حربه برای تحقیرش استفاده می‌کردم.

دخترم که به دنیا آمد برایم رضا برای من خودرویی خرید تا برای رفت‌وآمد مشکلی نداشته باشم، اما من هنوز هم ناراضی بودم و اکثر اوقات با او بحث و دعوا می‌کردم تا اینکه یک روز از او خواستم مرا طلاق بدهد.همسرم از این حرف من شوکه شده بود و مدام می‌پرسید برای چی می‌خواهی زندگی‌ات را از بین ببری ما که باهم مشکلی نداریم، اما من پایم را توی یک کفش کرده بودم و می‌گفتم فقط طلاق می‌خواهم آن‌قدر اصرار کردم که رضا بالاخره راضی شد اما شرط گذاشت که دیگر حق ندارم دخترم را ببینم و باید او را فراموش کنم، هرچند که شرط بسیار سختی بود اما قبول کردم.

روزی که برای طلاق می‌رفتم عسل کوچولوی من که تنها ۶ ساله بود به‌شدت گریه می‌کرد هرچند که طاقت دیدن گریه‌های دخترم را نداشتم اما از کاری که داشتم می‌کردم خوشحال و راضی بودم! بعد از طلاق به منزل پدرم برگشتم چندهفته‌ای نگذشته بود که دلم برای دختر کوچکم وزندگی که خراب کرده بودم تنگ شد. دوباره تنها و افسرده شده بودم روزها برای اینکه باکسی روبرو نشوم در اتاقم می‌ماندم و با گوشی تلفن همراهم مشغول بودم.

روزها کارم شده بود پرسه زدن در شبکه‌های اجتماعی و برنامه‌های مختلف فضای مجازی، تا اینکه یک روز چشمم به پیجی خورد که متعلق به بهنام بود. او در کنار همسر و فرزندش بسیار خوشبخت و خوشحال به نظر می‌رسید.

چند روزی کارم شده بود که پیجش را چک کنم و به حال همسر بهنام که به قول خودم جای مرا در دل او گرفته بود غبطه بخورم کم‌کم آتش حسادت در دلم شعله کشید و تصمیم گرفتم هر طور شده از او انتقام بگیرم.

اوایل امسال بود که دخترم یک روزبه دیدنم آمد. پدرش برای او تبلت خریده بود و سیم‌کارت خودش را هم‌روی آن گذاشته بود. در یک‌لحظه فکری به سرم زد، وقتی دخترم مشغول بازی بود تبلت را برداشتم و از شماره همسر سابقم برای همسر بهنام کامنت گذاشتم.

وقتی حرف‌های ناسزا می‌نوشتم انگار آبی بر آتش درونم می‌ریختم. چند ماهی سرگرم این کارشده بودم و از کارم لذت می‌بردم چون را مسبب همه بدبختی‌هایم می‌دانستم و با خودم می‌گفتم باید زندگی او هم مثل من خراب شود تا بفهمد خراب کردن آرزوهای دیگران چقدر دردناک است….

فکر می‌کردم چون باسیم کارت همسر سابقم کامنت ها را می‌فرستم به‌هیچ‌وجه شناسایی نمی‌شوم و اگر هم بهنام روزی شکایت کند انگشت اتهام به سمت رضا می‌رود و هیچ‌وقت کسی نمی‌فهمد که این کار از طرف من بوده است . با همین فکرها و توهمات به کارم ادامه می‌دادم تا اینکه دیروز مأموران پلیس فتا به در منزل آمده و با ارائه مدارک و حکم قضائی مرا بازداشت کردند. از کارم پشیمانم اما چه سود من به خاطر کینه‌ای که از بهنام به دل داشتم زندگی‌ام خودم و همسر و فرزندم را خراب کردم و باید حالا برای تحمل مجازات کاری که کرده بودم چند وقتی را در گوشه زندان سپری کنم ….

مقایسه زندگی خود با دیگران در اثر کمبود نیازهای عاطفی

“سید مصطفی مرتضوی”، رئیس پلیس فرماندهی انتظامی استان اصفهان در خصوص این پرونده گفت: با نگاهی به این ماجرا درمی‌یابیم که مشکلات این خانم جوان درست از زمانی آغاز می‌شود که او به دلیل خلاء های عاطفی و روحی دچار وابستگی افراطی به همکلاسی خود شده که نسبت به او هیچ احساس قلبی و درونی نداشته و تنها توجه ظاهری او به قربانی موجب علاقه‌مندی او شده است.

سرهنگ “مرتضوی”، یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های متهم در ارتکاب به جرم توهین و افترا در فضای مجازی را تأمین حس رضایت و تسلی خاطر خود از عمل انتقام‌جویانه‌اش بوده که نشأت گرفته از مشکلات عاطفی و نیازهای روحی وی درگذشته است.

این مقام انتظامی خاطرنشان کرد: کاربران فضای مجازی باید توجه داشته باشند هتک حیثیت افراد و هرگونه توهین و اهانت در فضای مجازی جرم محسوب شده و پلیس فتا بر اساس قانون رسیدگی به جرایم رایانه‌ای و اینترنتی با این‌گونه مجرمان قاطعانه برخورد خواهد کرد.

وی افزود: همچنین برابر قانون جرائم رایانه‌ای هر کس به‌وسیله سامانه‌های مخابراتی و رایانه‌ای صوت و تصویر یا فیلم یا اسرار دیگری را بدون رضایت او منتشر نماید یا در دسترس دیگران قرار دهد یا به هر نوعی موجبات هتک حیثیت افراد را فراهم کند به حبس و جزای نقدی محکوم خواهد شد و به همین جهت توصیه می‌کنیم شهروندان فضای مجازی را به‌عنوان محلی برای ابراز اختلافات خانوادگی و انتقام‌جویی خود انتخاب نکنند.

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

  • آخرین اخبار
  • گوناگون
Polls
ثبت نام خبرنامه
پایگاه خبری سرمایه گستران  شرکت فولاد مبارکه اصفهان صنایع شیمیایی ایران تابناك وب تابناك وب