خبر را در صفحه اصلی ببینید
خبر را چاپ کنید
20/12/16 21:13
شناسه خبر : 30929

غربزدگی ؛ و رکود مصرف کالای فرهنگی بومی

امروزه «مصرف» ، و به ویژه کم و کیف «مصرف فرهنگی» به یکی از اصلی ترین گزاره ها برای سنجش میزان رشد افراد و جوامع تبدیل شده است. خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی ایرانی اسلامی و فراورده های آن، و تلاش برای ترجیح آن بر کالای فرهنگی غربی، علاوه بر آنکه به رونق تولید و اشتغال و روند خودکفایی کشور کمک شایانی مینماید، نقش بسزایی نیز در ارتقاء سبک زندگی ایرانی اسلامی دارد. ...

یکی از عواملی که میتواند رغبت برای خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی را تقلیل داده، و بازار آن را با رکود و کسادی و بحران مواجه سازد، وجود روحیات «غربزدگی، غربگرایی، مرعوبیت و استسباع در برابر تمدن پر زرق و برق غربی» است. به توفیق الهی در این وجیزه به بیان نکاتی در این زمینه اهتمام خواهیم داشت.

**اهمیت «احساس شخصیت»؛ و نقش آن در پالایش روحیات «غربزدگی
امروزه دانشمندان متخصص در رشته روان شناسی و جامعه‏شناسى به این مطلب مهم در زندگی افراد و جوامع پی برده اند که همان طور که یک فرد انسان دارای «روح و روان و هویت و شخصیت» است ، یک جامعه و ملت و کشور نیز دارای «روح و روان و شخصیت و هویت و فرهنگ» مخصوص به خود است.

توضیح مطلب آنکه هر جامعه‏اى که داراى فرهنگ و آداب و رسوم و سنتهای خاصی است، همان فرهنگ و سنتها، نقش «روح و شخصیت و هویت» آن اجتماع را ایفا مینماید. از این رو اگر نخبگان، مسئولین و رهبران جامعه ای بتوانند روى آن «روح و هویت و احساس شخصیت جمعى» و احیای آن فرهنگ های به جا مانده از قبل، انگشت گذاشته، و آن روح جمعی و احساس شخصیت و خودباوری جامعه را زنده کنند، به مثابه اینست که توانسته اند تمام اندامها و اعضا و پیکره یک جامعه را از نو زنده گردانیده، و بصورت یک واحد منسجم و یکجا به حرکت و جوشش و حماسه آفرینی درآورند، و بدین ترتیب این امکان برایشان فراهم است تا با اتکا به جوانان و ظرفیتهای عظیم داخلی راه تعالی و توسعه کشورشان را بپیمایند.

بحمد الله انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی (ره) توانست یک موفقیت بسیار بزرگی در احیا و تقویت روحیه «خودباوری، احساس شخصیت، اعتماد به نفس ملی» برداشته ، و افکار مسموم غربزدگی و خودتحقیری و «ما نمیتوانیم» را از جامعه ایران تا حد زیادی پالایش و پیرایش نماید. علاوه بر انقلاب سال ۵۷ و اندیشه های حکیمانه امامین انقلاب ، جنگ تحمیلی هشت ساله نیز نقش سترگی در هویت بخشی و تزریق «خودباوری و احساس شخصیت» به ملت ایران داشته، و به توفیق الهی توانست روحیه «خودباختگى»، «بی هویتی» ، «بی شخصیتی»، «خود کم بینی» ، «خود تحقیری» در مقابل بلوک غرب و بلوک شرق را از ملت ما ‏بازپس گرفته ، و به ملت شریف و پرافتخار ایران یادآوری نماید : غربگرایی، غربگدایی، غربزدگی، غرب شیفتگی، غرب ستایی، احساس انفعال، استسباع، مرعوبیت، بی شخصیتی و بی هویتی در برابر تمدن پوچ و تهی از معنویت غربی، نه تنها یک افتخار نیست، و نه تنها نشانه روشنفکری نیست، بلکه یک لکه ننگ بر دامان یک ملت بوده، و از نشانه های تاریک فکری و سیاه دلی محسوب گشته، و یک ملت را به دره انحطاط و تسفل خواهد کشانید، و مانع رشد و باروری استعدادهای جوانان این مرز و بوم میگردد.
به بیان دیگر انقلاب اسلامی و توصیه های امام خمینی و امام خامنه ای و دستاوردهای دفاع مقدس، دست به دست هم داده و به جوان خلاق و مبتکر و پر استعداد ایرانی تذکر داد که تو خودت در برابر فرهنگ بحران زده غربی، صاحب فرهنگی عظیم و تمدنی بس شگرف و افتخار آمیز هستی، تو خودت یک مکتب و یک فکر مستقل دارى، تو خودت مى‏توانى بدون وابستگی به غرب و شرق روى پاى خودت بایستى و راه توسعه را طی کنی، تو یک هویت و منش و شخصیت مستقلی دارى که میتواند فرهنگ پوشالین غرب را به سخره گرفته، و داشته های علمی تهی از معنویت آن را به چالش بکشد.
مروری بر بیانات حکیمانه امامین انقلاب، و بویژه وصیتنامه امام خمینی  که تاکید بسیار زیادی بر لزوم احیای مفاهیمی همچون : «روحیه اعتماد به نفس ملی»، «خود اتکایی» ، «استقلال طلبی» ، «خود کفایی»، «هویت اسلامی» و … دارند، بیانگر نقش فوق العاده «احساس شخصیت و هویت» در رشد و تعالی یک جامعه نوپا و مستضعف دارد، که میتواند به زدودن و پالایش و پیرایش روحیات غربزدگی از جامعه ایرانی کمک شایانی نماید.

**«سِر سید احمد خان هندى» و «تقی زاده» ، چهره های شاخص غربزدگی
با کمال تاسف باید اذعان نماییم حدود دو سه قرن بود- مخصوصا در این دویست ساله اخیر که تلاقى غرب و شرق پیدا شده- که مردم مشرق زمین، مردم دنیاى اسلام، به طور کلى وقتى خودشان را در مقابل تکنولوژی و صنعت و فرهنگ و تمدن غربى‏ها مى‏دیدند، احساس حقارت و کوچکى در روحیه خود مى‏کردند.
شهید مطهری در کتاب «آینده انقلاب اسلامی» به «سِر سید احمد خان هندى» مثال میزند که در ابتدا یکى از سران نهضت اسلامى در هند بود و مردم را علیه انگلیسها تحریک مى‏کرد. یک کارى که شاید نقشه خود انگلیسها بود این بود که او را دعوت کردند- یا تحریک کردند، خلاصه وسایلش فراهم شد- یک سفر به اروپا رفت. وقتى که «سِر سید احمد خان هندى» آن تمدن پر زرق و برق و تکنولوژیک اروپا مخصوصا آن وضع انگلستان در اوایل قرن بیستم و آن تمدن عظیم و گسترده صنعتی را دید، آن‏چنان دچار بهت و حیرت، انفعال، مرعوبیت، استسباع و از خود باختگی شد که وقتى به هند برگشت تمام عقاید و افکارش عوض شد، دست از مبارزه با استعمار انگلیس برداشت ،و متاسفانه تفکر یاس و ناامیدی از پیروزی بر غرب را به جامعه خود تزریق نمود. «سِر سید احمد خان هندى» به مردم کشورش گفت که هیچ امیدی برای پیروزی و غلبه بر بریتانیای کبیر وجود ندارد، و ما راهى نداریم الّا این که تحت قیمومت انگلستان براى همیشه باقى بمانیم!. (رک: مجموعه آثار شهید مطهری (آینده انقلاب اسلامى ایران)، ج‏۲۴، ص: ۱۵۱)
یعنى همان احساس خودکم بینی، خودتحقیری، مرعوبیت، و استسباع و غربزدگی که امثال میرزا ملکم خان و تقى‏زاده ایرانی پیدا کرده بودند، متاسفانه برای «سِر سید احمد خان هندى» نیز بوجود آمد. لازم به یادآوری است که غربزدگان ایرانی نظیر تقی زاده گفته بودند: «ایرانى جماعت اگر بخواهد به سعادت و توسعه برسد باید از فرق سر تا ناخن پا فرنگى شود، باید جسما روحا ظاهرا باطنا باید فرنگى شود تا ترقی نماید. حتی باید زبان و خط خود را نیز از فارسی به انگلیسی تبدیل نماید، و آداب و رسوم فرنگی جماعت را به خود بگیرد تا به پیشرفت و آبادانی برسد». (نقل به مضمون)

**« سید جمال» قهرمان مبارزه با «غربزدگی»
یکی از ویژگیها و خصوصیتهای بسیار ارزشمند و گرانبهای « سید جمال االدین اسد آبادی» این است که با این که در حدود دویست سال پیش بوده ، با آن تقدمى که غرب در آن وقت نسبت به شرق داشت، وقتى که به اروپا مسافرت کرد، برعکس امثال «میرزا ملکم خان» و «تقی زاده» و «میر سید احمد هندی» _ که با یک مسافرت به اروپا، دچار احساس خودباختگی و غربزدگی و استسباع و بحران بی هویتی شده بودند_ نه تنها دچار بیماری غربزدگی و مرعوبیت و انفعال نگردید، بلکه با شجاعت هر چه تمام تر به این فکر افتاد که باید ملتهای مشرق زمین و بویژه کشورهای اسلامی را بیدار کرد و آنها را برانگیخت ، و باید به مسلمانان روحیه خودباوری، احساس هویت، شرافت و شخصیت در برابر غرب را تزریق نمود، و میبایست تمدن تهی از معنویت غرب و سرشار از بحرانهای گوناگون را در مقابل کشورهای اسلامی و شرقی تحقیر کرد، تا کشورهای مشرق زمین جرات کنند و بتوانند روی پای خودشان بایستند، و داشته های علمی و فرهنگی و تمدنی خود را به فراموشی نسپارند، و مسیر پیشرفت را با اتکا به جوانان و ظرفیتهای عظیم داخلی خود بپیمایند.
سید جمال نه تنها غربزده نشد، بلکه قائل به این بود که مَثَل تمدن پر زرق و برق و تکنولوژیک غربی، حکایتگر داستان «مرد دلیر و مسجد مهمان‏کش» است که مولوی آن را در مثنوی به تصویر کشیده است. آدمهاى ضعیف الایمان و خود کم بین و سطحی بین که به کشورهای اروپایی و آمریکا پا میگذارند، با مشاهده صنایع تکنولوژیک و متنوع جهان غرب، با دیدن ساختمانهای شیک سر به فلک کشیده و پر زرق و برق اروپایی، متاسفانه دچار استسباع ، خودتحقیری و از خود باختگی شده و نهایتا مى‏میرند. اما انسانهای شجاع و شیردل با مشاهده هیبت پوشالین جهان غرب ، نه تنها دچار مرعوبیت، استسباع، غربزدگی، خودباختگی و خودتحقیری نمیشوند، بلکه با شجاعت در برابر آن می ایستند و خلاهای معنوی و مادی آن را به رخ کشیده و به چالش میکشند، و معتقد میشوند که باید در برابر این تمدن پوچ و خالی از معنویت غربی ایستادگی کرد، فریاد کشید و این طلسم دروغین و طبل تو خالی را شکست، و بر آن غلبه پیدا کرد. (نظیر کاری که آن انسان شجاع در داستان مسجد میهمان کش انجام داد).
سید جمال الدین اسدآبادی نیز با آن ایمان قوی و با آن روحیه شجاعت و جسارتی که داشت، مبارزه با غربزدگی و استسباع در برابر تمدن پشالین غربی را در دستور کار خود قرار داد،و مصداق امروزی آن انسان شیردل و دلیر در داستان مسجد میهمان کش قرار گرفت. در آن زمانى که مبارزه با امپراطوری پر دبدبه و پر کبکبه انگلستان در دِماغ احدى نمى‏توانست خطور کند، و همه مرعوب قدرت ظاهری بریتانیای کبیر شده بودند، سید جمال با نهایت شجاعت فریاد مبارزه با سیاست استعمارى انگلستان را بلند کرد و براى اولین بار این حالت خودباختگى و انفعال و غربزدگی را از مردم گرفت و روى خودِ اسلامى و داشته های فرهنگی و ظرفیتهای داخلی مردم تکیه کرد. براى تمام ملتهاى اسلامى یک روح و یک احساس شخصیت و منش، یک هویت و یک «من» قائل بود، یک «منِ» تحقیر شده، یک «منِ» مستَذَلّ، یک منِ پامال شده، یک منى که شرافت و کرامت و شخصیت و عزت و داشته های فرهنگی و تمدنی خودش را فراموش کرده، تاریخ خودش را فراموش کرده. لذا معتقد بود که این «من» و «خود» ش را باید به یاد او آورد. این بود که به تاریخ صدر اسلام، به گذشته اسلام، به تمدن اسلامى در گذشته، به فرهنگ اسلامى و به مفاخر اسلامی در گذشته تکیه مى‏کرد، تلاش نمود تا «خود» این ملت و داشته های عظیم تمدنی و فرهنگی اش را به یادش آورد، به این ملتهای مسلمان روحیه خودباوری و اعتماد به نفس و «ما میتوانیم» را تزریق نماید.
البته در آن زمان بخاطر شدت جهل و نادانی و بی خبری مردم و حکومتها، و نیز بخاطر قدرت تبلیغاتی و نفوذ انگلیسیها در کشورهای اسلامی، نصیحتها و توصیه ها و نوشتجات سید جمال چندان نمى‏توانست اثر خودش را ببخشد ، اما بحمدالله بعد از سالها این بذر جوانه زد، و این زحمات سید جمال امروز دارد نتیجه خودش را میدهد، و خداوند زحمات و روشنگریهای طاقت فرسای او را ضایع نساخت، و امروزه شاهد هستیم که مبارزه با غربزدگی و غربگرایی در جهان اسلام و بلکه در تمام دنیا در حال رشد و ترویج است .

** رونق کالای فرهنگی بومی؛ در پرتو مبارزه با «غربزدگی»
در دوران معاصر «مصرف» ، و به ویژه کم و کیف «مصرف فرهنگی» به یکی از اصلی ترین گزاره ها برای سنجش میزان رشد و فهم و ادراک افراد و جوامع تبدیل شده است، به گونه ای که صاحب نظران از زوایای مختلف در مورد کمیت و کیفیت «مصرف» در افراد و جوامع بحث و گفتگو نموده اند و به واکاوی زوایای پیدا و پنهان آن ، و نقش آن ارتقاء یا انحطاط سبک زندگی پرداخته اند. اگرچه مولفه «مصرف» در ابتدا فعالیتی صرفا اقتصادی و برای رفع احتیاجات بود، اما اندیشمندان جامعه شناسی و روان شناسی و متولیان فرهنگی جامعه بیش از همه بر گونه «فرهنگی» مصرف بذل عنایت پیدا نموده، و به نقش آن در جامعه سازی و سبک زندگی پی برده، و در نتیجه «مصرف فرهنگی» را یکی از مهمترین مولفه های تمدن و جامعه ی جدید دانستند.
متاسفانه امروزه شاهد هستیم که در پرتو مدیریت خسته و ناکارآمد دولتمردان اشرافی، برجام زده، غربزده، غربگرا (بخوانید غربگدا)، و مدعیان اعتدال و اصلاحات، قدرت تبلیغاتی فروشندگان کالای فرهنگی غربی و اجناس خارجی و واردکنندگان فرصت طلب، به قدری زیاد شده است که به راحتی می‌توانند سهم خود را در بازار برای فروش و عرضه اجناس خارجی بیشینه کنند، و متقابلا فرصت خودنمایی، عرضه و فروش را از تولید کنندگان کالای فرهنگی داخلی و سازندگان کالای بومی ایرانی اسلامی سلب نمایند.
نتیجه این میشود که مصرف‌کننده ایرانی برای برخی شهروندان کشورمان که دارای روحیات غربزدگی، غربگرایی، استسباع و مرعوبیت در برابر فرهنگ به ظاهر متمدن غربی هستند، (بویژه برای قشر مرفهین بی درد و کاخ نشینان تجملگرا که غربزدگی در آنها اشتداد بیشتری دارد) کالای فرهنگی غربی را بر کالای فرهنگی وطنی ترجیح داده، و اقدام به خرید اجناس وارداتی مشابه داخلی کرده، فلذا بازار خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی را با اختلال و رکود مواجه میگردانند.
مردم شریف ایران باید توجه نمایند که خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی ایرانی اسلامی و فراورده های آن، علاوه بر آنکه به رونق تولید و اشتغال و روند خودکفایی کشور کمک شایانی مینماید، نقش بسزایی نیز در ارتقاء سبک زندگی اسلامی داشته، میتواند موجب باروری و غنی تر شدن اندیشه ها،حرکتها و جهت گیریهای میهن عزیزمان گردد. یکی از عواملی که میتواند رغبت برای خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی را تقلیل داده، و بازار خرید و مصرف کالای فرهنگی ایرانی اسلامی را رونق بخشیده، و آن را از رکود و کسادی خارج سازد، مبارزه با «غربزدگی » و «خودباختگی در برابر فرهنگ مبتذل غربی» است.
به بیان روشنتر توجه به داشته های غنی ایرانی اسلامی خود ، از عوامل مهم تقویت «احساس هویت و شخصیت ملی» بوده، که میتواند روحیه «عزتمندی، احساس منش و خودباوری، اعتماد به نفس ملی و … را ارتقاء داده، و میتواند از نفوذ افکار مسمومی همچون «خود تحقیری، خود باختگی، غربزدگی، استسباع و مرعوبیت در برابر تمدن پوشالین غربی» ممانعت به عمل آورده، و زمینه را برای افزایش رغبت مردم برای خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی دوچندان گرداند. مسلما ترجیح کالای فرهنگی بومی بر کالای فرهنگی غربی میتواند به مثابه سدی مستحکم در برابر هجوم فرهنگ مبتذل متمدن نمایان غربی عمل نموده ، و کشور را مهیای پیمودن راه پیشرفت با اتکا به جوانان و ظرفیتهای عظیم داخلی خویش نماید.

**تنظیم و تالیف : رسول رضایی ، پژوهشگر حوزه علمیه اصفهان